مرتضى مطهرى

32

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ناحيهء ديگر ، ناحيهء تأثيرات علم از يك طرف ، و ايمان از طرف ديگر بر روى انسان است . آيا علم به چيزى مىخواند و ايمان به چيز ديگرى ضدّ آن ؟ علم ، ما را به گونه‌اى مىخواهد بسازد و ايمان به گونه‌اى مخالف آن ؟ علم ما را به سويى مىبرد و ايمان به سويى ديگر ؟ يا علم و ايمان متمّم و مكمّل يكديگرند ، علم نيمى از ما را مىسازد و ايمان نيمى ديگر را هماهنگ با آن ؟ پس ببينيم علم به ما چه مىدهد و ايمان چه ؟ علم به ما روشنايى و توانايى مىبخشد و ايمان عشق و اميد و گرمى ، علم ابزار مىسازد و ايمان مقصد ، علم سرعت مىدهد و ايمان جهت ، علم توانستن است و ايمان خوب خواستن ، علم مىنماياند كه چه هست و ايمان الهام مىبخشد كه چه بايد كرد ، علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون ، علم جهان را جهان آدمى مىكند و ايمان روان را روان آدميّت مىسازد ، علم وجود انسان را به صورت افقى گسترش مىدهد و ايمان به شكل عمودى بالا مىبرد ، علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز . هم علم به انسان نيرو مىدهد ، هم ايمان ، امّا علم نيروى منفصل مىدهد و ايمان نيروى متّصل . علم زيبايى است و ايمان هم زيبايى است . علم زيبايى عقل است و ايمان زيبايى روح ، علم زيبايى انديشه است و ايمان زيبايى احساس . هم علم به انسان امنيّت مىبخشد و هم ايمان . علم امنيّت برونى مىدهد و ايمان امنيّت درونى . علم در مقابل هجوم بيماريها ، سيلها ، زلزله‌ها ، طوفانها ايمنى مىدهد و ايمان در مقابل اضطرابها ، تنهاييها ، احساس بىپناهيها ، پوچ‌انگاريها . علم جهان را با انسان سازگار مىكند و ايمان انسان را با خودش . نياز انسان به علم و ايمان توأما ، سخت توجّه انديشمندان را - اعمّ از مذهبى و غير مذهبى - برانگيخته است . « علّامه محمّد اقبال لاهورى » مىگويد : « بشريّت امروز به سه چيز نيازمند است : تعبيرى روحانى از جهان ، آزادى روحانى فرد ، و اصولى اساسى و داراى تأثير جهانى كه تكامل اجتماع بشرى را بر مبناى روحانى توجيه كند . شك نيست كه اروپاى جديد ، دستگاههاى انديشه‌اى و مثالى در اين رشته‌ها تأسيس كرده است ، ولى تجربه نشان مىدهد كه حقيقتى كه از راه عقل محض به دست آيد ، نمىتواند آن حرارت اعتقاد زنده‌اى را داشته باشد كه تنها با الهام شخصى حاصل مىشود . به همين دليل است كه عقل محض چندان تأثيرى در نوع بشر نكرده ، در صورتى كه دين ، پيوسته مايهء ارتقاى افراد و تغيير